X
تبلیغات
بیر سوز
جعفر پشتو در ایران که بود با نقاشی ساختمان روزگار می گذراند. البته هنوز هم نقاش خوبیست و این از محسنات یک فرد است که همچنان شغل خودش را در داخل و خارج از کشور حفظ کند. هر چند که بعضی ها هم معتقدند حفظ شغل در تحت هر شرایطی نشان از بی عرضه بودن طرف دارد وگرنه در شرایط جدیدتر باید کار جدیدی نیز براساس توانایی های خود انجام داد. 
این که جعفر پشتو یا به قول خودش آغری قره داغلی نقاش ساختمان خوبی است، در این موضوع شکی نیست. و این که از سر اعتقاد به کسب و پیشه خودش در این کار باقی مانده یا از سر بی عرضه بودنش هم ربطی به من ندارد. 

ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط بیر سوز در چهارشنبه بیست و هفتم فروردین 1393 و ساعت 14:39 |

ایمیل دریافتی از جواد عباسی :

دوستانی که از من در مورد وضعیت چهرگانی سوال می کنند لطف کنند به خانواده ایشان مراجعه کنند. من نه دکترم و نه از اعضای خانواده شون هستم. از نظر من چهرگانی خیلی وقت است که مرده. ایشان مثل همه دیکتاتورهای تاریخ، دارای تاریخ مصرف بود و متاسفانه از تاریخ انقضاء ایشان مدتی هم گذشته! شاید هم به قول خودمون پرونده اش گم شده. تاریخ مصرف چهرگانی و چهرگانی ها خیلی وقت است که گذشته.

حالا چرا جمع می بندم؟!

برای این که یارو خجالت نمی کشه و به من پیشنهاد می کنه که بفرما و در هیات اداری گاماج مشغول شو!!! چرا من باید برم زیر سایه گاماج؟ هفت تا حزب مثل گاماج باید بیاد زیر سایه من. خود آقای احمد اوبالی به روشنی می دانند که من در گاموح همه کاره بودم. همه کارهای گاموح را انجام می دادم. بیانیه می نوشتم. مراسم اجرا می کردم و ...

از دید من همین گاماج هم مثل گاموح دچار استبداد شده. روح دیکتاتوری بهش حاکم شده و مطمئنم که روزی تاریخ مصرف اون هم به سر می رسه. به قولی این خط و این هم نشان. سایر دوستان هم متوجه باشند که من زیر پرچم هیچ یک از این جریانات نمی رم. قرار نیست که بعضی ها خودشون برای همیشه جایگاه لیدری را تصاحب کنند. بهتر است جای خودشان را با نیروهای فعالتر و به روز تر و مجرب تر عوض کنند. به این ترتیب می توان امیدوار شد که کاری از پیش خواهد رفت. در غیر این صورت همین آش است و همین کاسه.

+ نوشته شده توسط بیر سوز در شنبه پنجم بهمن 1392 و ساعت 16:56 |

حاکم صادق اف کسی نیست که دیگر به صورت ناشناس با فعالین آذربایجانی ارتباط برقرار کند. از وقتی که هویت وی لو رفته تقریباً همه به این نتیجه رسیده اند که ارتباط گیری با وی چیزی جز دردسر ندارد.

وی که دیگر نمی تواند به ایران برود سعی دارد تا به هر نحو ممکن بچه های حرکت ملی در ترکیه را به دام بیاندازد. البته دوستان ما نیز به علل مختلف از ارتباط گیری با این عامل نفوذی شناخته شده خودداری می کنند. شاید پرداختن به بعضی موارد باعث تولید مشکل برای عزیزانی شود که در حال حاضر در ترکیه حضور دارند. به همین خاطر من اسمی از کسی نمی برم ولی باید به نکته های خاصی اشاره کنم.

اول این که از وقتی مشخص شده حاکم صادق اوف مامور نفوذی اطلاعات آذربایجان می باشد، تقریباً به نوعی از طرف سازمانهای جاسوسی دیگر نیز تحت نظر می باشد. یعنی حتی سرویس اطلاعاتی ترکیه نیز بر روی او زوم کرده و به این ترتیب هر کسی با وی در ترکیه در تماس باشد، طبیعتاً از طرف اطلاعات ترکیه به عنوان مامور یا نفوذی اطلاعات کشور آذربایجان شناخته خواهد شد.

دوم این که بسیاری از فعالان حرکت ملی آذربایجان در شرایطی نظیر شرایط من قرار گرفته اند که هنوز تکلیف آنها روشن نیست که آیا ماندگار خواهند شد یا از کشوری اروپایی پناهندگی خواهند گرفت یا ... به این ترتیب فعالیتهای ما و ارتباطات ما خواسته و یا ناخواسته زیر نظر می باشد.

از طرفی دیگر ایشان خیلی راحت می آیند و در خانه را می زنند و خودشان را به صاحب‌خانه تحمیل می کنند و رحل اقامت می افکنند. در فیس بوک صفحه آلپر الینجه‌لی را اداره می کنند. و علت این امر هم آن است که می دانند با نام مستعار می توانند فعالیت کنند و اگر با نام حقیقی خودشان فعالیت کنند، مرتبطین ایشان لو می رود.

+ نوشته شده توسط بیر سوز در شنبه پنجم بهمن 1392 و ساعت 16:51 |

همانطور که قبلاً وعده داده بودیم تا اسناد و مدارک تکان دهنده ای از تعهدات محمودعلی چهرگانی به سرویس اطلاعاتی ..... را ارائه دهیم ولی بعد از مطلع شدن ایشان از حقایق غیر قابل انکار، چهرگانی به ناراحتی عصبی دچار شده و روانه بیمارستان می گردد. 
بنابراین به درخواست اطرافیان چهرگانی از دست اندرکاران این وبلاگ، فعلاً تا بهبود شرایط جسمی و روحی وخیم وی از ارائه اسناد و مدارک فوق خودداری می گردد. 

+ نوشته شده توسط بیر سوز در سه شنبه پنجم آذر 1392 و ساعت 19:18 |
نفوذ چهرگانی و هم پیمانان ایشان در حرکت ملی آذربایجان

مستندات : اسناد و مدارک تکان دهنده از تعهدات چهرگانی به سرویس اطلاعاتی ....... .

به زودی منتشر خواهد شد...

+ نوشته شده توسط بیر سوز در پنجشنبه شانزدهم آبان 1392 و ساعت 0:35 |
در پاسخ به نامه لطیف حسنی به ریاست محترم جمهور 

برگرفته از ایمیل دریافتی 

اخیراً لطیف حسنی با تغییر موضع 180 درجه ای نامه ای به آقای حسن روحانی رئیس جمهور ایران نوشته است. به نظر بنده دو موضوع مهم در خصوص این نامه حائز اهمیت است که این دو موضوع، محتوای نامه را تحت الشعاع قرار می دهد.

اولین موضوع عبارت است از این که معمولاً نامه به مراجع عالی و مسئولان بلندپایه را کسانی می نویسند که این مراجع برای آنها مورد قبول باشد. آقای حسنی خودشان را به عنوان دبیر کل یئنی گاموح به آقای حسن روحانی معرفی می نماید و از رای بالای آذربایجانیان به دکتر روحانی صحبت به میان می آورد که این رای مرهون مشارکت مردم و بالطبع حمایت تشکلهای سیاسی من جمله یئنی گاموح می باشد و این در تناقض با گفتار و رفتار وی است. مگر این که به مصداق واعظان کین جلوه در محراب و منبر می کنند – چون به منزل می روند آن کار دیگر می کنند، ایشان نیز در میان دوستان و همفکران و جوانان آذربایجان، مدعی عدم شرکت در انتخابات باشند و آن را تحریم نمایند و به صراحت اعلام نمایند که این حکومت و دولت را قبول ندارند و انتخابات از اساس مورد قبول ایشان نیست اما پس از جدا شدن از جمع آذربایجانی جوانان و علاقمندان، به پای صندوق های اخذ رای روند و به آقای حسن روحانی رای بدهند!!!

سوالی که برای این جانب و شاید برای بسیاری از فعالان آذربایجانی مطرح می شود عبارت از همین نکته ظریف است. آقای حسنی!، شما که انتخابات را تحریم کرده و دولت  و حکومت را قبول نداشتید، چگونه به خود حق می دهید از میزان رای آذربایجانیان صحبت کنید؟ اگر رای داده اید و رای دادن کار خوب و مثبتی است و منافع خوبی دارد، پس چرا ما را از رای دادن محروم نمودید؟!!! و اگر رای نداده اید پس چرا چنین نامه ای می نویسید؟ امیدوارم بعداً نگویید که من مجبور به تحریم بودم و یا مجبور به رای دادن شدم!!!.


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط بیر سوز در چهارشنبه هفدهم مهر 1392 و ساعت 18:12 |

اینجا خانه امن احمد اوبالی (احمد یوسفی سادات) در باکو است. 

برنامه های توجیهی برای افراد داخل کشور گاماج 

برای او چه فرق می کند بهره دهد یا گرفتار شود. خودش مثل موش خزیده در یک گوشه فکر می کند دیده نمی شود ولی غافل از اینکه دوربین کار گذاشته شده چهره او و همراهانش را دارد. 

به چه قیمتی به فروش رسانده ؟!!!



+ نوشته شده توسط بیر سوز در پنجشنبه دهم مرداد 1392 و ساعت 16:34 |



6 -7 ماه پیش بود که سعید قوشچی از اعضای گاموح در حین قاچاق 17 هزار قرص روانگردان به ایران توسط پلیس ترکیه دستگیر شد. البته وی تنها نبود و ناصر دراز شمشیر(آیدین موغانلی) نیز در این ماجرا دست داشت. جالب آن که بلافاصله فردی از MHP به نام ... دست به کار شد و با تغییر دادن صورت جلسه دستگیری، پرونده را به نام فرد دیگری به اسم سعید اکرمی تغییر داد و اکنون نیز ظاهراً پیگیری این پرونده ادامه دارد.

برخی از اعضای بلند پایه گاموح سعی نمودند این مسئله را به گردن آنهایی بیاندازند که از گاموح استعفا داده بودند و برخی نیز طبق معمول همیشه کثافت کاری خودشان را به گردن جمهوری اسلامی انداختند.

آنچه در این خصوص مهم به نظر می رسد عدم شفاف بودن منابع مالی گروهها و احزابی است که ظاهراً داعیه آذربایجان را در سر می پرورانند ولی باطناً از جانب سرویس های اطلاعاتی کشورهای همجوار و یا حتی بعضاً اروپایی و آمریکایی هدایت می شوند. 


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط بیر سوز در پنجشنبه بیست و هفتم تیر 1392 و ساعت 16:29 |
مطلب زیر به ایمیل وبلاگ ارسال شده و از ما خواسته اند آن را منتشر کنیم : 

رو در رو با احمد اوبالی

احمد بی

مطالبی که می نویسم از سر شور و شوق نیست. اگر از سر شور و شوق بود به گونه ای دیگر می نوشتم. متاسفانه خنجر خیانت چنان در پشتمان فرو رفته که تا مدتها نخواهیم توانست قد خود را راست کنیم. فعلاً سه نفر از دوستانمان به نام های مجید سفیدانی و ناصر کاظم پور و بهرام آخونی نژاد در دست بازجوهای اداره اطلاعات هستند. و من نمی توانم مطالب را کاملاً آنگونه که اتفاق افتاده است بنویسم. فقط برای این که مطمئنم بعضی از دوستان هم سن و سال خودم ممکن است فریب سیمای به ظاهر وطنپرستانه آقای اوبالی را بخورند، دوست دارم قبل از این که آنها هم مثل ما شوند، بخوانند و داوری کنند. شاید هنوز برایشان دیر نشده باشد.

این که ما چگونه با آقای احمد اوبالی تماس گرفتیم و ایشان چگونه با ما ارتباط برقرار کرد بماند. دیدارمان در باکو و غذا خوردن و تفصیلات بعدی آن هم بماند. از تعالیمی هم که به ما دادند و گفتند که چگونه مسائل امنیتی را رعایت کنیم نیز سخنی نمی گویم. تنها چیزی که مهم است حرفهای فریبنده ایشان است. ما سالها با ایشان در ارتباط بودیم. سالهای سال هر چه خواست فراهم کردیم و هر چه امر نمود، اجابت کردیم. پول داد، گرفتیم. وعده داد، شنیدیم. از این که اگر روزی دستگیر شویم طوفان به پا می شود گفت و ما هم قبول کردیم. از حمایت های بین المللی و دوستان خارجی و داخلی و ... . 


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط بیر سوز در چهارشنبه نوزدهم تیر 1392 و ساعت 19:53 |

هادی موسوی

"هادی موسوی"، پس از قیام خرداد 85 بیشتر شناسایی شده و با اصرار و پافشاری ادارۀ اطلاعات کلیبر 300 دلار از این اداره دریافت می‌کند تا از کشور آذربایجان خبرهایی جمع‌آوری نماید. وی این پول را گرفته و به باکو می‌رود و با فعالان ملی دیدار نموده و اطلاعاتی از آن ها جمع‌آوری کرده و به ایران باز می‌گردد.

برای بار دوم باز هم مبلغ 300 دلار از همان اداره پول گرفته و رهسپار باکو می‌شود . ولی  این بار هویت وی لو رفته و به دست سرویس اطلاعاتی آذربایجان دستگیر می‌شود و پس از مدتی با هواپیما از طریق مرز هوایی به ایران دیپورت می‌شود. جالب این که وی در فرودگاه تهران توسط "آیت مهرعلی بیگلو" تحویل گرفته می‌شود و دولت ایران نیز هیچ واکنشی از خود نشان نمی‌دهد.  
وی پس از چند روز که توسط "مهرعلی بیگلو" زندگی مخفیانه‌ای! داشته است از ایران خارج و به ترکیه می‌رود و هم اکنون نیز به دلیل گزارش رسمی سازمان اطلاعاتی آذربایجان به سازمان UNهیچ کشوری حاضر به اعطای پناهندگی به وی نیست و همچنان در ترکیه به سر می‌برد.   
"هادی موسوی" هم اکنون نمایندۀ "آیت مهرعلی بیگلو" و مسئول یئنی گاموح در ترکیه است و در کنگرۀ ملی آذربایجان جنوبی(کانسی) هم شرکت داشته و به معاونت آن نیز رسیده بود.    
"آیت مهرعلی بیگلو" با همکاری "لطیف حسنی" از جانب سرویس اطلاعاتی آذربایجان وظیفه داشته‌اند تا فعالیت‌هایی را در راستای حذف دکتر "محمود علی چهرگانی" از گاموح به انجام رسانند. این فعالیت‌ها همانگونه که در مقاله های قبلی ذکر شد نهایتاً با بازگشت مجدد دکتر به رأس هرم گاموح عقیم ماند اما منجر به شکل‌گیری تشکیلاتی تحت عنوان یئنی گاموح گردید و "آیت مهرعلی بیگلو"خود را رهبر این تشکیلات خواند.


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط بیر سوز در سه شنبه بیست و هشتم خرداد 1392 و ساعت 19:9 |


Powered By
BLOGFA.COM






Powered by WebGozar